تبليغاتX
تا سپیده صبح

تا سپیده صبح

اجتماعی. فرهنگی

جایگاه خرده فرهنگهای ایرانی در رسانه های جهانی

جایگاه خرده فرهنگهای ایرانی در رسانه های جهانی

سعید کیوانی

دنیای امروز، دنیای تفاوت هاست، دنیای نواندیشی و نوگرایی است، به سرعت در حال حرکت، سریع و شتابان، گرچه برای نزدیکی افراد شش و اندی میلیاردی کره زمین "دهکده ارتباطات" را مأمن رفع نیازهای اجتماعی معرفی کرده اند اما اینگونه به نظر می رسد در این دهکده بزرگ، فرهنگ هایی که نتوانسته اند خود را جهانی سازند و در حد محلی خویش (LOCAL) باقی مانده اند کم کم دارند محو می شوند، (فرهنگ ها و خرده فرهنگ هایی که زمانی ریشه و اساس تمدن ها مثالزدنی تاریخ بشریت بوده اند)، سنت (TRADITION) کلید واژه این فرهنگ های عمدتاً شرقی بوده است. تصمیم گیری بر اساس عرف و سنت شرقی همانند چوب خشک قانون غربی عمل می کرد و این سنت بود که تعیین می کرد خط قرمز کجاست؟ ورود تکنولوژی غربی به کشورهای شرقی قبل از آنکه در کشور مقصد بومی شود، دامن بومیان را چنان گرفت که اصل ها و ارزش ها فراموش و نگاه عمیق و ژرف گرایانه شرقی جای خود را به سطحی نگری غرب داد. نبرد سنت و مدرنیته بعد از گذشت قرن ها از انقلاب صنعتی، داستان های دردناکی را در کتاب قطور خود به همراه دارد. مقاومت، مقاومت، پیروزی و شاید هم شکست، انقلاب ها پدید آمدند، هند، ایران و ... اما دنیای امروز، دنیای نوگرایانه ای است، انسان هم همیشه بدنبال نوگرایی و تجدد است. البته گاهی این انسان نوگرا دلش تنگ می شود برای سنت، عرف و گذشته، این دلتنگی نسل به نسل کمتر می شود، بی رنگ و بی هویت، انگار وجود نداشته است! گاهی با تعجب به آن نگاه می کند، به لباس های موجود در موزه های مردم شناسی یا به نوای موسیقی مقامی محلی، فرقی نمی کند او الان دیگر به تنها چیزهایی که فکر نمی کند همین سنت هاست. او در خانه، کنار رایانه شخصی نشسته و در "دهکده ارتباطات جهانی" فقط با یک کلیک سفر بدون هزینه ای خواهد داشت. فرهنگ های محلی در حال نابود شدن هستند و این واقعیت تلخی است که باید آنرا پذیرفت، از سوی دیگر نگاه تک بخشی به احیاء همه فرهنگ ها یعنی مرگ خرده فرهنگ هایی که در این نگاه قرار نمی گیرند. تصور نگارنده بر آنست که اگر این خرده فرهنگ ها با نگاه ملی احیاء شوند و عدالت در پویای آنان اجرا و در نهایت با نگاهی کارشناسانه، فرهنگ محلی (LOCAL) با فرهنگ جهانی (INTERNASHONAL) تلفیقی مهندسی به خود بگیرد، سنت در کنار مدرنیته مجال ارزشمند دیگری به خود خواهد گرفت. در این میان کشوری چون ایران که از این ویژگی (وجود خرده فرهنگ ها و تنوع اقوام) برخوردار است با تدبیر مسئولان می تواند تفکر خودباوری ملی را در پویای فرهنگ های محلی جستجو نماید. این جستجو مشروط به آنست که از ابزار موجود (رسانه ملی، مطبوعات و ...) استفاده مطلوبی شود. تا ایرانی امروز در کنار حضور اجباری اش در دهکده ارتباطات جهانی این مهم را جهانی سازد. هر چند که در سالهای اخیر فعالیت های زیادی در حیطه مذکور در سطح صدا و سیما و مراکز استانی این سازمان انجام شده اما بنظر می رسد با توجه به حضور شبکه های متعدد ماهواره ای که فرهنگ محلی مکزیک و کلمبیا و برزیل و هند را در شبکه هایی مانند FARSI 1 ، PMC FAMILY ، GEM و شبکه های دیگر به نمایش می گذراند، گامهای اساسی تر، می تواند حمایت از هنرمندان بومی ومعرفی توانمندی های محلی در سطح جهان باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 13:29  توسط سعید کیوانی  | 

با نفت شاید، بی نفت هرگز!

 

غروب یک روز پائیزی که منواکسید هوای پایتخت انسان را به کوچه پس کوچه های مالامال از گاز گوگرد زادگاه می برد، زنگ موبایل، حضور سعید کیوانی را از کیلومترها آنسوتر خبر میداد.

سعید یادگار روزهای آغاز روزنامه نویسی در سالهای دور است. یادآور حبیب بهرامی و محمد مالی و خیلی های دیگر. دانشجوی حسابداری در مسجد سلیمان که به حق میتوان او را با یکی دو تن دیگر از نسل اول روزنامه نگاران دهه پیش مسجد سلیمان نامید، یادآوری کرد "سمینارمسجد سلیمان بدون نفت" را که نزدیک به دو دهه پیش برگزار شد و از مفید بودن یا نبودن نفت برای ولایت پرسید! بودن یا نبودن! مسئله اینست!؟ و این یادداشت پاسخ به پرسش فلسفی سعید است:

چه بخواهیم و چه نخواهیم، ایران کشوری است که جهانیان آنرا بنام نفت می شناسند و " دره خرسون" ما آغاز نفتی شدن ایران است یکصد و چند سال است که از مسجد سلیمان و ایران نفت تولید می شود و در این یکصد و چند سال گذشته اتفاق و رویدادی را نمیتوانیم بیابیم که به نوعی با نفت ارتباط نداشته باشد! در چنین شرایطی تصور این نکته که با انکار نفتی بودن مسجد سلیمان بتوانیم نسخه جدیدی برای این شهر بپیچیم، تصوری غیر اجرایی بنظر می رسد! همه می دانیم که راجع به چه شهر و با چه شرایطی صحبت می کنیم. سابقه درخشان گذشته، دوران فترت میانه تاریخ مسجد سلیمان و انسان امروز این شهر چنان با فراز و فرود تولید نفت از آن عجین است که اگر قرار بود مسجد سلیمان بدون نفت به نتیجه ای برسد، تا به حال رسیده بود! نبض حیات مسجد سلیمان بسته به فشار سنج ولهد چاههای بی بیان و تل بزان و زیلایی نقاط همجوار است و چرخش متأثر از نفت در زندگی عامه همشهریان قابل مشاهده .

رویکرد جدید وزارت نفت به عمران مناطق نفت خیز که در دوران دولت جدید به مناطق محروم تعمیم داده شد و هزینه هایی که توسط نفت در اکثر مناطق محروم انجام می گردد قابل کتمان نیست. نیروهای پیمانکاری و پیمانی و قراردادی و مدت معین شاغل در نفت در شهر مسجد سلیمان در کنار بازاریانی که هنوز بهترین خریدارانشان خانواده های کارکنان نفت هستند و سایر افراد و خانواده هایی که بی واسطه یا با واسطه از مواهب نفت برخوردار هستند بهترین شاهد بی نیازی به تو هم نجات مسجد سلیمان بدون نفت است!

بدیهی است که نفت ثروتی ملی است وهمه ملت صاحب و مالک آن هستند و از جهت ارائه خدمات منتهی وجود ندارد. اما خانواده کارگران زحمتکش فعال در بخش های مرتبط با نفت که درآمد و معاش خود را از دستمزد زحمتی که در نفت می کشند تأمین می نمایند، شاهدی هستند از بدون نفت بر سر سفره مردم!

مشکلات اجرایی، ناهماهنگی های احتمالی و مشکلات که در بحث معیشت و امکانات رفاهی و زندگی مردم ایران و از جمله مسجد سلیمان وجود دارد مواردی است که در عملیات اجرایی گریز ناپذیرند، اما این امر به معنای نامطلوب بودن اقدامات بعمل آمده نبوده و نیست!

علاوه بر بعد اقتصادی نشاط و روحیه اجتماعی متأثر از حضور نفت در مسجد سلیمان نیز قابل کتمان نیست. بهترین شاهد این ادعا حضور تیم نفت مسجد سلیمان در عرصه فوتبال است که خاطرات دارایی و تاج و شاهین و نفتون را در اذهان تداعی می کند!

کوتاه سخن اینکه وجود نفت در مسجد سلیمان امروز منشاء خیرات است و تا زمانی که بخشی از درآمد این شهر نفتی به عمران و آبادانی آن اختصاصی می یابد، باید خداوند ار از جهت این نعمت ازشمند سپاسگذار بود. بدون شک نفتی بودن مسجد سلیمان منافاتی با سرمایه گذاری در سایر زمینه های اقتصادی نداشته بلکه یاریگر آن نیز هست.

یکی از مباحث مطرح شده در سمینار یاد شده توجه به بحث گردشگری بود و باید توجه داشته باشیم وجود تأسیسات نفتی در مسجد سلیمان چنانچه بارها آمده است می تواند راهکار خوبی برای سرمایه گذاری در مقوله گردشگری صنعتی باشد.

سایر موارد نیز منافاتی با حضور نفت ندارند و نیاز نیست برای سرمایه گذاری در آنها منتظر بمانیم تا مسجد سلیمان بدون نفت شود!

مشکل مسجد سلیمان هر چه باشد، نفتی بودن این شهر نیست. اگر ممکن بود که سمیناری تحت عنوان مسجد سلیمان بدون نفاق! مسجد سلیمان بدون جهل! مسجد سلیمان بدون نخبه کشی یا عامیانه تر مسجد سلیمان بدون زیر آب زنی!!؟ برگزار می شد و راههایی برای اتحاد بیشتر، دوری کردن از تهمت و افترا بستن به همشهریان یکرنگی و برادری واقعی و به دور ریختن بخل و حسد و دورویی و تزویر بررسی میشد نتایج حاصله می توانست اجرایی تر و کاربردی تر باشد!

مسجد سلیمان بدون نفت، کارون بی آب و کنار بی پر و پیر بی منجز است دعا کنیم که فسیل دایناسورها و فیتوپلانکتونها در اعماق مسجد سلیمان بیشتر از آن باشد که روزی نفت تمام شود که آن هنگام مسجد سلیمان جایی خواهد بود شبیه نفت سفید و عنبل و مردمی که بیش از تعداد امروزینشان آواره اینجا و آنجا به M.I.S پشت شیشه ماشین شان دلخوشند.

فرشید خدادادیان

21/9/89

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 12:41  توسط سعید کیوانی  | 

نوزده سال از برگزاری این اجلاس گذشت

پول نفت بر سفره مردم مسجد سلیمان، از رویا تا واقعیت.

سعید کیوانی

زمان خیلی زود میگذرد، بدون آنکه خود بخواهیم آنرا متوقف کنیم یا به نفع خودمان تغییرش دهیم، شاید آنزمان که در سپیده دم 5 خرداد 1287 ، سرمایه گذاری "ویلیام ناکس دارسی" انگلیسی در سرزمین بختیاری به نتیجه رسید و سالها بواسطه تلاشهای مردان سخت کوش، سود سرشاری نصیب استعمارگر پیر گردید کمتر کسی باور می کرد داستانهای امروزی پول نفت برای مردم سوژه ای مداوم والبته همیشه جذاب بشود. نفت گرچه کالایی اقتصادی بود اما چیرگی سیاسی آن همواره بر توسعه کشورهایی مانند ایران جایگاه خاصی برای آینده نگران داشته است. همیشه دوراندیشان به این موضوع فکر کرده اند که اگر روزی نفت تمام شود چه تصوری را میتوان برای ایران پنداشت ؟ مسجد سلیمان "نمونه ای خاصی برای ایران فردای بدون نفت است، همانگونه که پیش از این گفتیم، نه میتوان زمان را در حالت ایستایی نگه داشت و نمیتوان آنرا به سود خودمان تغییر دهیم، در این مقاله برآنیم که یک سوژه نفتی که در تار پود مردمان این سرزمین (بقول اکثر مردمش طلسم شده) را واکاوی کنیم، این واکاوی زخم های کهنه را شاید اندکی باز کند اما خوشبینانه آنکه تکرار آنچه که در 19 سال گذشته دراین رویداد گذشت مارا اندکی به خود آورد که مسجد سلیمان بدون نفت یعنی اینکه ...

در هفدهم و هیجدهم دیماه 1370، بزرگان استان که چند سالی بود از هشت سال جنگ تحمیلی فراغت یافته بودند در یکی از یادگار های 100 سال حضور انگلیسی ها در مسجد سلیمان (باشگاه شرکت نفت) گردهم آمدند تا اجلاسی برگزار کنند با نام " مسجد سلیمان بدون نفت"، در حالی که در چند روز آینده به سالروز تشکیل این اجلاس نزدیک می شویم که خالی از لطف نخواهد بود برخی از دیالوگ ها و سخنرانیهای آن اجلاس را با هم مرور کنیم "در حال حاضر 20 هزار نفر از مردم مسجد سلیمان بیکار و در اداره کار این شهرستان ثبت نام کرده اند" این نقطه آغازین حرف های فرماندار وقت مسجد سلیمان است، ملک زاده ادامه می دهد، بی آبی، فقدان سیستم لوله کشی مناسب آب، احداث کارخانه جات اشتغال زا، تکمیل جاده مسجدسلیمان- شهرکرد، احداث مجتمع های ورزشی، بلاتکلیفی وضعیت سکونت در شهر و مناطق آلوده به نفت و گاز امان مردم را بریده است. و بعد نوبت استاندار دوران سازندگی می رسد،" یکی از اثرات برنامه ریزی بخشی همین است که در مسجد سلیمان اگر چه پروژه های عظیمی مثل سد داریم ولی برای مردم منطقه هیچ برنامه ای نداریم او البته دیده هم نشده است " تولایی" استاندار وقت خوزستان آمار را به کمک خود می آورد> " در سال 1335 میزان اشتغال زایی از صنعت نفت 8/62 درصد بوده در حالیکه در سال 65 این میزان به 5/3 درصد رسیده است و این نشان می دهد که مسجد سلیمان از یک قطب صنعتی خارج و چگونه مسیر قهقهرایی و نابودی را طی کرده است؟ ( آمار بیکاری استان از زبان استاندار را در آرشیو ذهنتان نگه دارید. مسجد سلیمان 6/30، شوشتر 21، اهواز 19، بهبهان 13 و دزفول 12 درصد)، این اجلاس دو روزه یک قطعنامه هم داشت که اگر بند بند موارد آن حتی اگر هر سال 5 درصد آن (از سال 70 تا 89) اجرایی می شد اکنون نام مسجد سلیمان را بعض و آه یادآوری نمی کردیم و افسوس ها، جای خود را به تحسین ها می داد.

در میان عناوین مختلف قطعنامه پایانی اجلاس، از تکمیل جاده های ورودی و خروجی گرفته تا تامین آب شرب مردم در اسرع وقت، از افزایش امکانات رفاهی توسط شرکت نفت گرفته تا احداث دانشکده فنی مهندسی، از توجه به بهداشت و درمان تا گاز رسانی به تمام نقاط شهر و در نهایت محروم شناخته شدن کل مسجد سلیمان از سوی مسولان استانی و کشوری به چشم می خورند.

این اجلاس همه تمام شد، مانند تمام اجلاس ها، سمینارها و همایش ها، آیا آنچه که در حدود 20 سال پیش به مردم این شهر قول داده بودند تحقق یافت؟ شاید اگر نگاهی احساسی به این موضوع داشته باشیم کمی راه به بیراهه برویم و جانب انصاف را نادیده بگیریم اما باید با اذعان به این نکته در طول دوران پس از هشت سال دفاع مقدس، دولت های آقایان هاشمی رفسنجانی (سازندگی) خاتمی (اصلاحات) و احمدی نژاد ( عدالت و مهر ورزی)، گرچه توان زیادی برای بهتر شدن وضعیت زندگی مردمان این سرزمین معروف داشته اند اما هنوز بارقه ای مطمئن و پایدار برای مردم بوجود نیامده است. اصلاً قصد بر آن نیست که زحمات مسولان دراین نوشتار تضعیف شود اما واکاری موضوع انسانها را بر آن می دارد که همواره در آنچه که در گذشته اتفاق افتاده بازنگری کند. یکبار دیگر به همان سوال اول مان باز گردیم " آیا پول نفت بر سفره مردم نخستین شهر نفتی ایران آمده است؟ در حالیکه بر اساس آخرین اخبار منتشره در سایت های خبری و وبلاگ ها مختلف، مردم از حداقل امکانات مثل آب آشامیدنی دائم و سالم، جایگاه های مناسب گاز CNG، جاده مناسب (که همواره با مرگ عزیزانشان روبرو هستند) ، بوی گاز های آلوده و دهها مشکل دیگر روبرو هستند اما پژوهشگر مسجد سلیمانی اعتقاد دیگری در خصوص پول نفت همشهریانش دارد، "همه میدانیم که راجع به چه شهر و با چه شرایطی صحبت می کنیم، سابقه درخشان گذشته، دوران فترت میانه تاریخ مسجد سلیمان و رنسانس امروز این شهر چنان بافراز و فرود تولید نفت با آن عجین است که اگر قرار بود مسجد سلیمانی بدون نفت به نتیجه ای برسد، تا به حال رسیده بود، نویسنده کتاب " مسجد سلیمان نیم قرن چپاول" توضیح داد: رویکرد جدید وزارت نفت به عمران مناطق نفت خیز که در دوران جدید به مناطق محروم تعمیم داده شده و هزینه هایی که توسط نفت در اکثر مناطق محروم انجام می گردد قابل کتمان نیست، به گفته وی: نیروهای پیمانکاری، پیمانی، قراردادی و مدت معین شاغل درنفت در شهر مسجد سلیمان در کنار بازار یانی که هنوز بهترین خریدارانشان خانواده های کارکنان نفت هستند بهترین شاهد بی نیازی به تو هم نجات مسجد سلیمان بدون نفت است.

خدادادیان با اشاره به اثرات حضور شرکت نفت و تاثیر آن در زندگی و معیشت مردم مسجد سلیمان میگوید، علاوه بر بعد اقتصادی، نشاط و روحیه اجتماعی متاثر از حضور نفت در مسجد سلیمان نیز قابل کتمان نیست و بهترین شاهد برای این ادعا حضور تیم نفت مسجد سلیمان در عرصه فوتبال دسته اول ایران است که خاطرات دارایی، تاج، شاهین و نفتون را زنده می کند این محقق و پژوهشگر تاریخ نفت بر این نکته اصرار دارد که "مشکل فعلی مسجدسلیمان نه پول نفت بر سر سفره مردم و نه اعتبارات دولتی، بلکه لزوم وحدت و همدلی بیش از پیش فرزندان خویش است. مسجد سلیمان امروز گر چه شور و نشاطی خاصی در زیر سایه پدیده ای مهیج به فوتبال بدست آورده است اما نباید فراموش کنیم که لایه های زیرین پوست شهر حکایت های غریبی را به ما می گویند. هنوز مشکل آب آشامیدنی 24 ساعته حل نشده، بزهکاری ها (که عمده منشاء آنها بیکاری جوانان است)، هر روز سرباز می کنند، و سوگ ناله های مادران، ( که قبرستان های این شهر را همیشه پر می کند از بابت وداع زود هنگام جوانان این شهر که در جاده های مرگ می میرند). و در نهایت اینکه شاید ریتم آهنگ سرود ناامیدی درمیان جوانان شهر، کندتر شده اما هنوز تکرار می شود. "پول نفت" برای مردمی که خود ساکن زمانی شهر "اولین ها" بوده اند حداقل ابراز ارادات مسولان به آنان است. همشهریان "بهنام محمدی"ستون صدای مردم روزنامه ها هر روز به زیر سلطه خود در می آورند تا شاید کسی صدایشان بشنود آنها از مسولانی که برایشان قدمی بردارد قدردانی می کند، طومار می نویسند، از او به نیکی یاد می کنند اما هنوز در جاهایی از شهر مردمانی نومیدانه به آینده می نگرند و آیا این مرگ تدریجی یک رویاست . رویایی به نام پول نفت به سفره مردم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 17:20  توسط سعید کیوانی  |